مروری بر اس.ام.اس های قدیمی ام داشتم.
و لبخندی،
که از لبانم جدا نشدند.
دردی در سینه؛
آهی سنگین
و حس شیرین آرزوی خوشبختی ات را داشتن.
همیشه یادآوری ات ترتیبی اینچنین دارد.
و هرگز حسرت را در این احساسات راه ندادم و نخواهم داد که خدا خواست و به من آرامشی میدهد زمانی که یاد آن استخاره می افتم.
من هم زندگی خودم را دارم و راه و مسیر خودم را. هرچند فعلا مسیر خاکیست.
* اگر چراغی روشن باشد، آن چراغ تنها از خوشبختی تو روشن میماند و لبخندت.